السيد موسى الشبيري الزنجاني
6841
كتاب النكاح ( فارسى )
اشكال پنجم بر روايت بزنطى اين اشكال كه كسى آن را مطرح نكرده است ، با توجه به سؤال آمده در روايت ممكن است كه مطرح بشود و آن اينكه سؤال از اين است كه بعد از اينكه چنان مهريهاى به عهده حضرت موسى عليه السلام تعيين شد آيا مواقعه بعد از ده سال انجام شد يا در همان زمان عقد ؟ و حضرت در جواب مىفرمايند كه مواقعه قبل از آن شد ، پس جواب حضرت هم ممكن است كه نظر به مسأله مواقعه داشته باشد و بخواهد بگويد كه چنين كارى در شريعت موسى و شعيب عليهم السلام صحيح بوده است و اما در شريعت ما جايز نيست ، و با اين وصف نهى تحريمى روايت در مورد خصوص مباشرت قبل از اتمام مدت اجاره است نه در مورد خود اجاره و مهر قرار گرفتن اجير شدن زوج ، تا اينكه مشكلى پيش آيد . اشكال ششم بر روايت بزنطى در « جواهر » و جاهاى ديگر گفتهاند كه بين صدر و ذيل روايت بزنطى تهافت وجود دارد ؛ چرا كه در صدر روايت مىگويد اجير شدن زوج را نمىتوان مهريه قرار داد ولى در ذيل آن مىگويد كه تعليم سوره به زوجه را مىتوان مهريه قرار داد . جواب اشكال مذكور هيچ تهافتى بين صدر و ذيل روايت وجود ندارد چون اولا : صدر روايت در مورد تمليك منافع است در حالى كه ذيل روايت در مورد تمليك عمل است . و ثانيا : در خصوص تعليم سورة كه عملى جزئى است معمولا اطمينان به زنده ماندن تا انجام آن هست ولى در مورد اجير شدن براى دو ماه معمولا چنين اطمينانى به زنده ماندن و طى آن وجود ندارد و همين فرق مىتواند سبب تعدد حكم بين آنها باشد . پس در هر حال تهافت و تناقضى در كار نيست . دو دليل باقيمانده چه بسا بتوان به دو دليل ديگر هم علاوه بر روايت بزنطى ، بر عدم جواز مهر